مزرعه حیوانات اثر جورج اورول

۱۷۰,۰۰۰ ریال ۱۵۰,۰۰۰ ریال

-12%

10 جلد در انبار

مزرعه حیوانات اثر جورج اورول

درباره ی کتاب:

مزرعه حیوانات رمانی انگلیسی و نوشته ی جورج اورول است. این رمان در طول جنگ جهانی دوم نوشته شده و در سال ۱۹۴۵ میلادی در انگلستان منتشر شده است. در واقع این رمان بر اساس انقلاب روسیه نوشته شده است. جالب است بدانید که جورج اورول هرگز به روسیه سفر نکرده و شناخت او از آن کشور صرفا شامل اطلاعاتی می شود که از خواندن کتاب ها و روزنامه ها می توان بدست آورد. اما آنچنان زیبا وقایع داستان را با انقلاب روسیه مقایسه و به اتفاقاتی که در واقعیت رخ داده است؛ اشاره می کند که هر خواننده ای را به این اشتباه می اندازد که نویسنده این کتاب را در بحبوحه ی انقلاب روسیه نوشته است. مزرعه حیوانات اثر جورج اورول داستان حیواناتی است که به امید آزادی بر ضد ارباب خود شورش می کنند، اما این شورش نظام استبدادی جدیدی را به جای استبداد قدیم می نشاند. اورول در این داستان نمادین به خوبی نشان می دهد که قدرت چگونه می تواند حتی عالی ترین و ناب ترین آرمان ها را هم به فساد بکشاند.

درباره ی نویسنده:

جورج اورول در سال ۱۹۰۳ در هندوستان متولد شد. او در یکی از گرانقیمت ترین و اشرافی ترین دبیرستان های شبانه روزی انگلستان به نام ایتن درس خواند. مدت کوتاهی بعد از فارغ التحصیل شدن به برمه رفت و به نیروی پلیس امپراتوری در شبه قاره هند پیوست. در سال ۱۹۲۷ برای مرخصی به انگلستان آمد و از آن شغل استعفا کرد و تصمیم گرفت نویسنده شود. در سال های ۱۹۲۹-۱۹۲۸ در پاریس زندگی کرد و داستان هایی کوتاه و رمان هایی نوشت که هیچ کس حاضر نشد چاپشان کند و او هم همه ی آنها را از بین برد. تازه از سال ۱۹۳۴ بود که توانست با عوایدی زندگی کند که از نوشتن به دست می آورد. از جمله آثار وی می توان به:

  • روزهای برمه ( داستانی درباره ی برمه)
  • درود بر کاتالونیا ( گزارشی از تجربیات اش در جنگ داخلی اسپانیا)
  • ۱۹۸۴
  • دختر کشیش
  • به آسپیدیستراها رسیدگی کن
  • هوای تازه
  • آس و پاس‌ها در پاریس و لندن
  • جاده به‌سوی اسکله ویگان
  • یک فنجان چای دبش

اشاره کرد.

نقدی بر کتاب:

در واقع مزرعه حیوانات اثر جورج اورول بر اساس انقلاب روسیه نوشته شده است.این انقلاب در دو مرحله صورت گرفت:

انقلاب فوریه ۱۹۱۷ که در آن تزار نیکولای دوم، آخرین تزار روسیه از سلطنت خلع شد.

انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ که تحت نظارت حزب بلشویک (اکثریت) و به رهبری لنین انجام شد.

لنین و پیروانش با الهام گرفتن از نوشته های فیلسوفی آلمانی به نام کارل مارکس، طرفدار تشکیل نظام سوسیالیستی-کمونیستی بودند که هدف شان برابری و حذف فاصله ی طبقاتی اجتماع بود.لنین بعد از سرکار آمدن شعار « نان،زمین،صلح» را مطرح ساخت که مورد توجه اکثریت مردم روسیه قرار گرفت و در این رمان با عنوان « چهارپا خوب، دوپا بد» مطرح می شود. بعد از مرگ لنین در سال ۱۹۲۴ بین دو تن از شاگردان و دست پرورده های وی یعنی «جوزف استالین»، سازمان دهنده اصلی حزب کمونیست و « لئون تروتسکی»، تئورسین  و فرمانده ارتش سرخ شوروی جنگ قدرت درگرفت. اما با وجود جذابیت و کاریزمای تروتسکی، استالین بسیار سیاس و مکار بود. در نهایت جوزف استالین رهبر حزب کمونیست شوروی شد.

دوران او از مخوف ترین دوره از حیات اتحاد جماهیر شوروی بود. مزرعه حیوانات اثر جورج اورول، انقلاب حیوانات مزرعه علیه صاحب مزرعه، آقای جونز، نماد انقلاب کارگری و سرنوشت آن بر ضد نظام سرمایه داری است. در واقع رمان مزرعه حیوانات نوعی جنگ آسا از حیث جامعه شناسی سیاسی می باشد. بدین سان که وقتی سطر به سطر آن را از چشم می گذرانیم؛ مشاهده می کنیم که نویسنده سعی داشته است از طریق موالید دوگانه (انسان و حیوان) جوامع سیاسی را تشریح نماید. نام حیوانات و آدمیان، علاوه بر واقعی بودن، خصلت و منش صاحبان این نام ها را بیان می کند که نشان دهنده ی هوشمندانه انتخاب کردن اسامی موجود توسط جورج اورول است. خوک پیری به نام میجر پیر (major) اولین حیوانی است که معرفی می شود و نامش به معنای ارشد و سردسته می باشد.او فیلسوفی است که سعی در ایجاد تغییر انقلابی جهت رسیدن به مدینه فاضله دارد.اورول شخصیت میجر را بر اساس دو اقتصاددان سیاسی بزرگ، «کارل مارکس» و «ولادیمیر ایلیچ لنین» خلق کرده است.مارکس را پدر سیستم فکری کمونیسم و لنین را همان طور که ذکر کردیم بنیان گذار اتحاد جماهیر شوروی می دانند.وی دو خوک به نام های «ناپلئون» و «اسنوبال» را که از شاگردان میجر بودند به ترتیب به استالین و تروتسکی تشبیه می کند. نکته ی جالبی که جورج اورول در نظر داشته است این است که میجر پیر در سخنانش حرفی از ناپلئون و اسنوبال نمی زند. لنین هم در وصیت نامه ی خویش به همگان هشدار داده است که نگذارند استالین قدرت را در دست بگیرد. باکسر نیز یکی از اسب های مزرعه است که علاوه بر انجام دادن کارهایی که برعهده اش گذاشته اند؛ اگر کاری به نظرش ضروری می آمد، بی هیچ چشمداشتی روی آن مایه می گذاشت و با گفتن جمله ی “من بیشتر کار می کنم!” یادآور قشر زحمتکش کارگر است. در نهایت پس از آن که باکسر توانایی کار در مزرعه را از دست می دهد به جای عملی کردن وعده هایی که به او در موعد بازنشستگی اش داده بودند؛ او را به یک خریدار اسب های پیر می فروشند که کارش فروختن گوشت اسب به عنوان خوراک سگ است. زیرا در مزرعه حیوانات بعد از خوک ها این سگ ها هستند که به آنها بسیار بها داده می شد. تا جایی که وقتی توله سگ هایی در مزرعه به دنیا می آیند؛ ناپلئون آنها را در جایی دور از دسترس سایر حیوانات پرورش می دهد که آنها را بدون اینکه تحت تاثیر دیگران قرار بگیرند مطابق میل و عقیده ی خود تربیت کند. این درست یادآور استالین است که که برای نیل به اهداف خود از کمک چکا (پلیس مخفی روسیه) که خود موسس آن بود؛ بهره می جست و مخالفان را از سر راه خود کنار می زد. او همچنین تروتسکی را به جرم مخالفت تبعید کرد و توسط چکا در کشور مکزیک به قتل رساند. همچنین افراد بلندمرتبه ای از حزب همچون « سرگی کیروف»،«زینوویف» و «کامنف» را از قدرت کنار زد(کشته شدن سه خوک) تا به تنهایی رهبری حزب شوروی را عهده دار شود. گوسفندان نماد افراد احمق و کوته فکری هستند که بدون ذره ای تفکر هر شعاری را که رهبران به آنها آموزش می دهند به صورت پیاپی تکرار می کنند و هرگز خسته نمی شوند. موزز نیز کلاغی است که نماد « کلیسای ارتدکس» است که در دوران استالین دوباره اجازه ی فعالیت گرفت و با دادن وعده ی زندگی شیرین در دنیای واپسین باعث می شد که حیوانات رنج و سختی در زندگی کنونی را بپذیرند. خوکی به نام «اسکوییلر» یادآور تبلیغاتی است که استالین برای حفظ قدرتش به آن تمسک می جوید. عده ای هم وی را نماد روزنامه ی دولتی شوروی، «پراورا» می دانند. این روزنامه در سال های ۱۹۳۰ مشغول به کار بود. آقای جونز صاحب مزرعه ی حیوانات نیز تزار روسیه، نیکولای دوم که آخرین تزار روسیه بود و توسط بلشویک ها کشته شد را تداعی می کند. در همسایگی مزرعه حیوانات نیز دو مزرعه به نام های «فاکس وود» که مالک آن «آقای پیل کینگتون» و مزرعه «پینچ فیلد» که مالک آن «آقای فردریک» بود؛ وجود داشت. مزرعه فاکس وود نماد متفقین( فرانسه و انگلیس) است و مالک آن نماد سیاستمداران فرانسه و انگلس در فاصله ی دو جنگ جهانی است که سهل انگار بودند و امپراطوری وسیع شان رو به انحطاط می رفت.مزرعه پینچ فیلد «آلمان نازی» است و مالک آن فردریک که کشورش کوچکتر و خودش خشن و باهوش است، همان هیتلر است. روابط این همسایگان شکرآب است( خصومت روابط آلمان و متفقین). در مزرعه حیوانات اثر جورج اورول می خوانیم که ناپلئون در حالی که شعار مرگ بر فردریک سر می دهد و می خواهد با پیل کینگتون رابطه برقرار کند؛

ناگهان موضع اش را عوض می کند و با فردریک قرارداد امضا می کند(قرارداد عدم تعارض اوت ۱۹۳۹ آلمان و شوروی). او به آقای فردریک الوار فروخت اما فردریک تقلب کرد( شروع روابط بازرگانی آلمان و شوروی و سپس شکست این روابط) و با نیروی زیاد به مزرعه حیوانات حمله کرد(عملیات بار باروسا و حمله نازی ها به شوروی). اما حیوانات عقب نشینی کردند( عقب نشینی ارتش سرخ به پشت دروازه های مسکو،لینگراد و استالینگراد) و در فرصت مناسب حریف را از پا در آوردند( بیرون راندن آلمان ها از شوروی). شروع معامله ی آنها با انسان ها بر سر معامله ی ماشین آلات با مواد خام و همچنین بروز قحطی در مزرعه و تحریف واقعیات، انطباقی شگفت با تاریخ روسیه دارد. انسان ها( جهان سرمایه داری) ابتدا از مزرعه حیوانات (بلوک شرق) تنفر داشتند اما چون به مواد خام نیازمند بود ( نفت و غله ی شوروی) تصمیم به برقراری رابطه گرفتند. «آقای وایمپر» همان «موتولوف» کمیسر خارجی شوروی است که مذاکرات با آلمان و متفقین را انجام می داد.مولی در این داستان مادیان سفیدی است که بنای خیانت می گذارد. در خلال داستان می خوانیم که اولین سوالی که برای او قبل از شورش و در زمانیکه حیوانات در طویله جلسات سری تشکیل می دادند و سه خوک اصول حیوانیت را برای دیگران شرح می دادند این بود: “بعد از شورش باز هم از قند خبری هست؟” و باز می پرسد”یعنی باز هم می توانم به یالم روبان ببندم؟” و اسنوبال به او می گوید: ” رفیق این روبان ها که دل و دینت را برده نشان بردگی است. به نظرت ارزش آن آزادی بیشتر از این روبان ها نیست؟”مولی حرف او را قبول می کند ولی آنچنان که باید متقاعد نمی شودو همین کوته فکری، متقاعد نشدن و داشتن نقطه ضعف این فرصت را برای دشمن آنها آقای پیل کینگتون فراهم کرد که با باج دادن به مولی او را به یک خیانتکار مبدل کند. جورج اورول طرز فکر متفاوت استالین و تروتسکی را اینطور بیان می کند: به نظر ناپلئون کاری که حیوانات باید انجام می دادند این بود که تسلیحات جنگی جور کنند و طرز استفاده از آن را یاد بگیرند؛ ولی اسنوبال می گفت باید کبوتر پشت کبوتر به مزارع اطراف بفرستیم و حیوانات آن جا را به شورش برانگیزیم که این اشاره به نظر تروتسکی دارد که معتقد بود کشورهای همسایه هم باید مثل آنها علیه نظام سرمایه داری و باز پس گرفتن  حقوق جامعه ی کارگری قیام کنند. مخالفت های تروتسکی و استالین در سال ۱۹۲۷ به اوج خودش می رسد. در همین سالها بود که تروتسکی وادار به ترک شوروی می شود. درست همانند اسنوبال که وقتی نظریه ساخت آسیاب بادی را مطرح کرد ناپلئون شروع به مخالفت کرد و با استفاده از آن بهانه ای را برای فرار اسنوبال ایجاد کرد. جالب اینجاست که بعدها خود ناپلئون تصمیم به ساخت آسیاب بادی می گیرد و به حیوانات می گوید که برای داشتن آسیاب بادی باید زیاد کار کنید و در صورت لزوم برای ذخیره مواد غذایی جیره تان کم می شود. این مساله اشاره به این مطلب دارد که استالین می خواست در عرض چندسال شوروی را نیم قرن به لحاظ صنعتی پیش ببرد. حیوانات مزرعه همیشه سرودی با عنوان «سرود وحوش انگلیس» را که میجر پیر به آن ها آموزش داده بود؛ می خوانند. در واقع این سرود، سرودی بود که حیوانات با آن آرمان ها و اهداف خود را برای آنکه انقلاب کردند به خود یادآوری می کردند. اما بعدها ناپلئون خواندن آن را ممنوع کرد.چرا که معتقد بود اوضاع بر وفق مراد است و تمامی آرمان ها به حقیقت پیوسته است. در بین حیوانات حیوانی به اسم «مینی موس» وجود داشت که بعد از این ماجرا زبان حال ساکنان مزرعه را در قالب شعری با عنوان « رفیق ناپلئون» بیان کرد. جورج اورول با ساختن چنین شخصیتی در داستان «مایوکوفسکی» شاعر انقلابی و عضو حزب بلشویک را برای خواننده تداعی می کند. وی در سالهای جنگ داخلی روسیه به جبهه های جنگ می رفت و در سنگرها اشعار خود را برای سربازان می خواند و مردم نیز با الهام گرفتن از اشعار وی بدون هیچ ترسی به جنگ می پرداختند. در جایی از کتاب هم می خوانیم که یک مرغ می گوید: ” تحت توجهات رهبر ما رفیق ناپلئون من ظرف شش روز پنج تخم کرده ام” یا آنجا که گاوی می گوید: ” به مناسبت رهبری خردمندانه رفیق ناپلئون آب گوارا شده است.” اشاره به حقیقتی در شوروی و در زمان استالین دارد که کودکان هر روز صبح کنار میزهای تحریر خود می ایستادند و می گفتند: ” سپاس رفیق استالین را برای این زندگی” یکی از اتفاق هایی که در پایان داستان می افتد این است که گوسفندان شعار خود را از “چهار پا خوب، دو پا بد” به ” چهارپا خوب، دو پا بهتر” تغییر می دهند. چون خوک ها رفته رفته از خوی حیوانی فاصله گرفتند و رفتارهای انسان ها را تقلید می کردند. جورج اورول در مقدمه ای که خود برای این کتاب در سال ۱۹۴۷ نوشته است بیان می کند:” شماری از خوانندگان ممکن است کتاب را با این تصور به پایان برسانند که داستان با صلح و سازش کامل خوک ها و آدم ها تمام می شود. ولی منظور من این نبوده است؛ برعکس، می خواسته ام داستان با حال و هوای نفسگیری از خصومت و ناسازگاری به پایان برسد. چون آن را بلافاصله بعد از کنفرانس تهران (اجلاس رهبران سیاسی متفقین-روزولت و چرچیل و استالین- در سال ۱۹۴۳ در تهران که در آن بر سر تهاجم نظامی همه جانبه به نیروهای آلمان به توافق رسیدند) نوشتم. کنفرانسی که همه گمان می کردند شالوده ی بهترین روابط ممکن میان اتحاد جماهیر شوروی و غرب را بنیان نهاده است.” نویسنده همچنین به آغاز جنگ سرد و تلاش متفقین برای تقسیم کردن جهان بین خود که به ناکامی منجر می شود نیز اشاره می کند و آن زمانی است که ناپلئون و پیل کینگتون همزمان با هم تک خال پیک را رو می کنند. جورج اورول در مقدمه اش در این باره می گوید: ” من البته شخصا اعتقاد نداشتم چنین روابط حسنه ای چندان دوام بیاورد؛ و سیر وقایع نشان داد که خیلی هم اشتباه نمی کرده ام.” در پایان باید گفت رمان مزرعه حیوانات به دلیل زبان ساده، روان و قابل فهمی که دارد یکی از سمبلیک ترین و جنجالی ترین رمان های معاصر شده است. جورج اورول می گوید:” وقتی از اسپانیا برگشتم به این فکر افتادم که چهره ی واقعی افسانه ی شوروی را در قصه ای نشان دهم که تقریبا همه به آسانی آن را بفهمند و به سهولت بتوان به زبان های دیگر ترجمه کرد. منتها جزئیات دقیق این قصه تا مدتی بر من آشکار نبود، تا این که یک روز ( آن ایام در روستای کوچکی زندگی می کردم) پسرکی را دیدم. شاید ده ساله که داشت اسب بارکش عظیم الجثه ای را در کوره راهی به جلو می راند و هر وقت آن اسب سرکشی می کرد، او را با تازیانه می زد. ناگهان به ذهنم خطور کرد که اگر این حیوانات به قدرت خود واقف شوند، محال است بتوانیم آنها را به زیر سلطه ی خود درآوریم. از آن پس به تحلیل نظریه ی مارکس از منظر حیوانات پرداختم. از دیدگاه آنها، روشن بود که مفهوم مبارزه ی طبقاتی در میان انسان ها توهمی بیش نیست، زیرا هرگاه بهره کشی از حیوانات ضرورت داشته باشد، همه ی انسان ها علیه آنها متحد می شوند؛ مبارزه ی واقعی میان انسان و حیوان است. برچنین مبنایی، شرح و تفصیل داستان کار دشواری نبود. ولی من تا سال ۱۹۴۳ آن را ننوشتم، چون همیشه درگیر کار دیگری بودم که وقتم را می گرفت. در انتهای داستان، چند رویداد واقعی را هم گنجاندم، از جمله کنفرانس تهران که در زمان نوشتن داستان برگزار شد. به این ترتیب، طرح کلی داستان، پیش از آن که عملا آن را بنویسم، شش سال و اندی در ذهن من بود.” این کتاب تاکنون به بیش از ۷۰ زبان ترجمه شده است و میلیون ها نسخه از آن به چاپ رسیده است. در ایران نیز انتشارات گوناگونی از جمله نشر ماهی، نشر آموت، انتشارات دوستان و انتشارات جامی با ترجمه های متفاوت این کتاب را روانه ی بازار کتاب کرده اند.

 

 

مزرعه حیوانات اثر جورج اورول

۷.۲

قلم نویسنده

۷.۶/۱۰

هنر مترجم

۷.۲/۱۰

تاثیر گذاری کتاب

۷.۳/۱۰

جذابیت موضوع

۷.۵/۱۰

صفحه آرایی کتاب

۶.۶/۱۰

امتیاز های این کتاب :

  • نویسنده مشهور و محبوب
  • ترجمه مناسب
  • داستان انگلیسی قرن ۲۰
  • موضوع جذاب
  • کتاب پرفروش
  • ناشر مطرح

سرویس های این کتاب :

  • تضمین فروش برترین کتاب ها
  • ارسال سریع کتاب به سراسر جهان
  • بهره مندی از طرح های تخفیف شگفت انگیز
  • طرح تخفیف روز تولد برای کاربران عضو
  • امکان مشاهده، نقد و بررسی در مورد کتاب
با نقد و بررسی سازنده خویش فرهنگ و دانایی را گسترش دهید
  • امتیاز شما به این کتاب - ۷۳%
    ۷۳%
  • جذابیت در موضوع - ۷۲%
    ۷۲%
  • تاثیر گذاری کتاب - ۷۳%
    ۷۳%
  • امتیاز شما به نویسنده این کتاب - ۷۶%
    ۷۶%
  • امتیاز شما به کتاب های این ناشر - ۷۳%
    ۷۳%
  • بازخورد توضیحات در انتخاب این کتاب - ۶۵%
    ۶۵%
۷۲%
۰%
دیدگاه کاربران
۰% (۰ رای)
وزن 210 g
شابک

عنوان کتاب

موضوع

, ,

نویسنده

مترجم

,

ناشر

افتخارات کتاب

سال انتشار

تعداد چاپ

نوع جلد

تعداد صفحات

وزن

قیمت پشت جلد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *